محمد دريايى

49

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

اگر اين را بدانند كه اگر چنين مىبود كه مىگويند اولين ضررش اين بود كه از انسان ترس مرض و مرگ ساقط مىشد و همواره خود را جوان مىديد و به سلامت خود مغرور مىشد و همين معنى او را به سركشى و تجاوز از حدود خويش وامىداشت گذشته از اين ، رطوبتى كه در شكم است ترشح مىكرد و مرتب رطوبت پس مىداد و لباس و آرايش زينت آلات او را فاسد مىنمود به‌طور كلى زندگى را بر انسان تباه مىنمود . معده و كبد و قلب ، اعمال مخصوص به خود را به واسطه‌ى حرارت طبيعى كه خداوند در اندرون انسان نگهدارى كرده است انجام مىدهند كه اگر در شكم سوراخى بود كه باز مىشد و چشم ، درون آن را مىديد و براى معالجه دست به اندرون آن مىرفت در اين صورت جريان هواى سرد به درون شكم وارد مىشد و با حرارت آميخته مىگشت و عمليات دستگاه گوارش تباه مىشد و در همين فرآيند ، هلاكت انسان حتمى بود . خوردن ، خوابيدن و جماع فكر كن اى مفضّل در اعمالى كه در وجود انسان قرار داده شده است از خوردن و خوابيدن و جماع كردن و تدبيرى كه براى اينها به كار رفته است زيرا هريك از اين اعمال در طبيعت انسان انگيزه و محركى دارد كه آن را مىطلبد و انسان را به سوى آن مىانگيزاند . گرسنگى طعام مىطلبد كه با آن قوام و زندگى بدن تأمين مىشود . سستى و چرت زدن باعث خواب است كه راحت بدن و جمع‌آورى قواى او در آن است و فشار تجرّد و تنهايى ، محرك جماع است كه در آن بقا و دوام نسل است . و اگر انسان صرفا براى اينكه احتياج بدن خود را تأمين نمايد طعام بخورد و در طبيعت خود چيزى نيابد كه به واسطه‌ى آن اشتها به غذا داشته باشد مسلما گاه‌گاهى به واسطه‌ى كسالت و تنبلى ، بىتفاوت مىشود و بدنش تحليل رفته هلاك مىگردد . همچنان كه اگر كسى به دارو نياز پيدا مىكند به‌جاى اينكه بدن خود را اصلاح نمايد سهل‌انگارى نموده بدنش نزار و بالاخره منتهى به مرگ مىگردد . و همچنين اگر در خواب و استراحت بدن و تأمين قواى از دست رفته گاهى كوتاهى نمايد و خواب را ترك كند بدنش خسته خواهد شد .